جمعه 25 آبان 1397
صفحه نخست
ورود اعضا
نام کاربری
کلمه عبور
بازيابی کلمه عبور  | عضويت
 
تبلیغ 1

وقایع جنگ صفین ۱

تاريخ:دوم آذر 1393 ساعت 00:00   |   کد : 433

بنا به نقل تواریخ، شامیان در ماه ذی‌الحجه جنگ صفین را به‌صورت پراکنده آغاز کردند؛ ولی بنا به درخواست دو طرف در ماه محرم آتش‌بس شد؛ تا اینکه در ماه صفر، جنگ صفین به‌صورت جدی آغاز شد و نزدیک به ده تا یازده روزبه درازا كشيد؛ که در اینجا به شر حال هر یک از آن روزها اشاره می‌کنیم:

روز نخست:

روز چهارشنبه، نخستين روز از ماه صفر، على علیه‌السلام، روز را با آراستنِ لشكر آغاز كرد و اَشتر را پيشاپيش سپاه به حركت درآورد. معاويه [نيز] حبيب بن مسلمه فِهرى را به نبرد با او فرستاد؛ و نبردى سخت در سراسر آن روز درگرفت. هر يك از دو طرف، به‌صورت برابر، ضرباتى بر ديگری وارد كرده كشتگان بسيار دادند؛ و درنهایت - به‌قرار گاه خود- بازگشتند.

روز دوم:

در دومين روز نبرد كه پنج‌شنبه بود، على علیه‌السلام، هاشم بن عُتْبة بن ابى وقّاص زُهْرىِ مِرقال را با سواران و پيادگانى پرشمار و با تجهيزات مناسب، به ميدان فرستاد. معاويه، هم ابو اَعور سُلَمى را به نبرد وى فرستاد؛ و ميان ايشان جنگى سخت درگرفت و در فرجامِ روز، با كشتگانى بسيار هر دو گروه بازگشتند.

روز سوم:

روز سوم، روز جمعه، عمّار بن ياسر به ميدان آمد و عمرو بن عاص هم به مقابله با وی بیرون آمد.

عمّار گفت: اى عراقيان! آيا می‌خواهید كسى را بنگريد كه باخدا و پيامبرش دشمنى ورزيد و با آنان جنگيد و بر مسلمانان ستم رانده و مشركان را پشتيبانى كرد... و از ترس اسلام را پذيرفته، اکنون بیایید بشناسیدش، او عمرو بن عاص است.

آنگاه عمّار، زياد بن نضر را فرمان داد تا با سوارانش به عمرو بن عاص يورش آورَند؛ و خود نیز با پیاده‌نظام، هجوم بُرد و عمرو بن عاص را از قرارگاهش بیرون راند.

روز چهارم:

در روز چهارم، عبیدالله بن عمر بن خطاب با اشتر روبه‌رو شد؛ و معاويه به وى گفت: با مارهای عراق روبه‌رو می‌شوی. پس آرام باش و تأنّى پيشه كن.

اشتر هم پیشاپیش سواران، غرنده، پیش آمد... و بر سپاه شام تاخت تا اینکه کار بالا گرفت و سپاه شام گريخت و اشتر، برترى يافت. اين ماجرا معاويه را سخت اندوهگين ساخت.

روز پنجم:

روز پنجم نبرد، روز یکشنبه بود در آن روز، شِمر بن اَبْرهة بن صباح حِمْيَرى به همراهِ دسته‌ای از قاريان شام، به - جمع یاران- على علیه‌السلام پيوست؛ و اين كار، توانِ معاويه و عمرو بن عاص را كاست و به‌شدت آنان را خشمگین ساخت.

عمرو بن عاص گفت: اى معاويه! تو می‌خواهی همراه شاميان با مردى بجنگى كه با محمد صلی‌الله عليه واله خويشاوندى نزديك و پيوند استوار دارد و در پيشينه مسلمانى، هیچ‌کس با وى برابر نيست و مهابت و دلیری‌اش در جنگ را هیچ‌یک از ياران محمد صلی‌الله عليه واله ندارد.

اينك او با شمارى از ياران محمد و تک‌سواران وقاریان و بزرگان و پیشینه‌داران ايشان در اسلام، به‌سوی تو آمده است.

پس شاميان را به سخت‌کوشی وا‌دار ... و آنان را به طمع برانگيز؛ و هر چه را فراموش كردى، اين را فراموش نكنى كه تو بر باطلى!

چون عمرو به معاویه چنین گفت، معاويه درصدد برآمد كه سخنانى ايراد كند. دستور داد سپاه اهل شام در سخنرانی‌اش حاضر شوند.

آنگاه گفت: اى مردم! احساس شكست و خوارى به خود راه مدهيد كه امروز، هنگامه ابراز حقيقت و پايدارى است. شما بر حقّيد و حجّت در کفتان است ... .

سپس عمرو بن عاص بر پلّه دوم منبر رفت و گفت: اى مردم! زِرِه پوشيدگان را پیش‌اندازید و بى زِرِهان را واپس گذاريد و ساعتى جمجمه‌هایتان را عاريه دهيد كه حق به‌جایی خطير رسيده و اين، نبردى ميان ظالم و مظلوم است.

آنگاه وليد بن عُقبه به جنگ پرداخت و در مقابل عبدالله بن عباس قرار گرفت... ابن عباس، او را به نبردِ - تن‌به‌تن- فراخواند؛ امّا ولید سرباز زد.

Share

آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان