جمعه 25 آبان 1397
صفحه نخست
ورود اعضا
نام کاربری
کلمه عبور
بازيابی کلمه عبور  | عضويت
 
تبلیغ 1

اولویت «ضابطه» بر «رابطه» در حکومت علوی

تاريخ:سيزدهم بهمن 1393 ساعت 00:00   |   کد : 466

اولویت «ضابطه» بر «رابطه» در حکومت علوی

داستان زیر برگرفته از کتاب داستان راستان شهید مطهری است. (شهید مطهری این داستان را از بحارالانوار نقل می‌کند، اما داستانی شبیه به آن در نهج‌البلاغه و از زبان خود حضرت نیز نقل‌شده است.)

«عقيل در زمان خلافت برادرش اميرالمؤمنين على علیه‌السلام به‌عنوان مهمان به خانه آن حضرت در كوفه وارد شد. على به فرزند مهتر خويش، حسن بن على، اشاره كرد كه جامه‏اى به عمويت هديه كن. امام حسن يك پيراهن و يك ردا از مال شخصى خود به عموى خويش عقيل تعارف و اهداء كرد. شب فرارسید و هوا گرم بود. على و عقيل روى بام دارالاماره نشسته مشغول گفتگو بودند. موقع صرف شام رسيد. عقيل كه خود را مهمان دربار خلافت مى‏ديد طبعاً انتظار سفره رنگينى داشت، ولى برخلاف انتظار وى سفره بسيار ساده و فقيرانه‏اى آورده شد. باکمال تعجب پرسيد: «غذا هرچه هست همين است؟».

على: «مگر اين نعمت خدا نيست؟ من كه خدا را بر این نعمت‌ها بسيار شكر مى‏كنم و سپاس مى‏گويم.».

عقيل: «پس بايد حاجت خويش را زودتر بگويم و مرخص شوم. من مقروضم و زير بار قرض مانده‏ام، دستور فرما هرچه زودتر قرض مرا ادا كنند و هر مقدار مى‏خواهى به برادرت كمك كنى بكن، تا زحمت را كم كرده به خانه خويش برگردم.».

- چقدر مقروضى؟

- صد هزار درهم.

- اوه، صد هزار درهم! چقدر زياد! متأسفم برادر جان كه این‌قدر ندارم كه قرض‌های تو را بدهم، ولى صبر كن موقع پرداخت حقوق برسد، از سهم شخصى خودم برمى‏دارم و به تو مى‏دهم و شرط مواسات و برادرى را بجا خواهم آورد. اگرنه اين بود كه عائله خودم خرج دارند، تمام سهم خودم را به تو مى‏دادم و چيزى براى خود نمى‏گذاشتم.

- چى؟! صبر كنم تا وقت پرداخت حقوق برسد؟ بیت‌المال و خزانه كشور در دست‌تو است و به من مى‏گويى صبر كن تا موقع پرداخت سهميه‏ها برسد و از سهم خودم به تو بدهم! تو هراندازه بخواهى مى‏توانى از خزانه و بیت‌المال بردارى، چرا مرا به رسيدن موقع پرداخت حقوق حواله مى‏كنى؟! بعلاوه مگر تمام حقوق تو از بیت‌المال چقدر است؟ فرضاً تمام حقوق خودت را به من بدهى چه دردى از من دوا مى‏كند؟

- من از پيشنهاد تو تعجب مى‏كنم. خزانه دولت پول دارد يا ندارد، چه ربطى به من و تو دارد؟! من و تو هم هرکدام فردى هستيم مثل ساير افراد مسلمين. راست است كه تو برادر منى و من بايد تا حدود امكان از مال خودم به تو كمك و مساعدت كنم، اما از مال خودم نه از بیت‌المال مسلمين.

مباحثه ادامه داشت و عقيل با زبان‌های مختلف اصرار و سماجت مى‏كرد كه «اجازه بده از بیت‌المال پول كافى به من بدهند، تا من دنبال كار خود بروم.».

آنجا كه نشسته بودند به بازار كوفه مشرف بود. صندوق‌های پول تجار و بازاری‌ها ازآنجا ديده مى‏شد. دراین‌بین كه عقيل اصرار و سماجت مى‏كرد، على به عقيل فرمود: «اگر بازهم اصرار دارى و سخن مرا نمى‏پذيرى، پيشنهادى به تو مى‏كنم، اگر عمل كنى مى‏توانى تمام دين خويش را بپردازى و بيش از آن‌هم داشته باشى.».

- چه‌کار كنم؟

- در اين پايين صندوق‌هایی است. همین‌که خلوت شد و كسى در بازار نماند، ازاینجا برو پايين و اين صندوق‌ها را بشكن و هرچه دلت مى‏خواهد بردار!

- صندوق‌ها مال كيست؟

- مال اين مردم كسبه است، اموال نقدينه خود را در آنجا مى‏ريزند.

- عجب! به من پيشنهاد مى‏كنى كه صندوق مردم را بشكنم و مال مردم بيچاره‏اى كه به هزار زحمت به دست آورده و در اين صندوق‌ها ريخته و به خدا توكل كرده و رفته‏اند بردارم و بروم؟

- پس تو چطور به من پيشنهاد مى‏كنى كه صندوق بیت‌المال مسلمين را براى تو بازکنم؟ مگر اين مال متعلق به كيست؟ اين هم متعلق به مردمى است كه خود راحت و بى‏خيال در خانه‏هاى خويش خفته‏اند. اكنون پيشنهاد ديگرى مى‏كنم، اگر ميل دارى اين پيشنهاد را بپذير.

- ديگر چه پيشنهادى؟

- اگر حاضرى شمشير خويش را بردار، من نيز شمشير خود را برمى‏دارم، در اين نزديكى كوفه شهر قديم «حيره» است، در آنجا بازرگانان عمده و ثروتمندان بزرگى هستند، شبانه دونفری مى‏رويم و بر يكى از آن‌ها شبيخون مى‏زنيم و ثروت كلانى بلند كرده مى‏آوريم.

- برادر جان! من براى دزدى نيامده‏ام كه تو اين حرف‌ها را مى‏زنى. من مى‏گويم از بیت‌المال و خزانه كشور كه در اختیار تو است اجازه بده پولى به من بدهند تا من قروض خود را بدهم.

- اتفاقاً اگر مال يك نفر را بدزديم بهتر است از اينكه مال صدها هزار نفر مسلمان يعنى مال همه مسلمين را بدزديم. چطور شد كه ربودن مال يك نفر با شمشير دزدى است، ولى ربودن مال عموم مردم دزدى نيست؟ تو خيال كرده‏اى كه دزدى فقط منحصر است به اينكه كسى به كسى حمله كند و بازور مال او را از چنگالش بيرون بياورد؟! شنيع‏ترين اقسام دزدى همين است كه تو الآن به من پيشنهاد مى‏كنى‏.»

Share

آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان